ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

751

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

فرمود ، جمعى از ملتزمين ركاب ظفر انتساب كه اين روايت را به درايت طالب بودند ، بعد از ورود به دار الخلافه اين مطلب را تقرير نمودند ؛ ظنّ اين بنده به يقين رسيد و چون روايتى عجيب بود ، در ذيل حكايت مرقوم گرديد . بالجمله ، بعد از انقضاى بزم شيلان نوروزى و توقّف دو روزه به بهجت و عشرت‌اندوزى ، عقاب رايات اقبال به صوب دار الشوكة بروجرد ، بال همايون فال گشود و پس از دو روز استجمام و استحمام ، از راه دولت‌آباد ملاير عازم گشته ، در اواسط عشر اول شهر شوّال المكرم ، در بلدهء طيّبهء همدان نزول اجلال نمود . ينارال دالغوركى ايلچى دولت روسيه قبل از نزول رايت اقبال ، به همراهى ميرزا محمد مهدى ملك الكتّاب فراهانى و مهمان‌دارى محمد حسين خان زنگنهء كرمانشاهى « 1 » وارد همدان آمدند و نوّاب نايب السلطنه و اميرزادهء كامكار خسرو ميرزا ، بعد از ورود موكب اجلال ، شرفياب دربار عزّ و شأن شدند . مطالب ايلچى مزبور - از قرارى كه در وقايع سال قبل اشاره شد - همان مطالب ثلاثه بود كه قبل از رسيدن او حصول جمله از وراى حجلهء خفا به عرصهء ظهور جلوه نمود . خلاصه ، سفير مذكور با چند نفر از همراهان فطانت دستور به عادت مستمرّهء معهوده ، شرفياب حضور معدلت گنجور گشتند و از ظهور تفقّدات گوناگون شهريار زمان از فراز گنبد كيوان گذشتند . حسب الامر الاعلى احترام سفير آگاه را امراى دربار معلّى بزم‌هاى طرب‌فزا چيدند و ايلچى و همراهان ، قرين بهجت و انبساطى بىمنتها گرديدند ؛ خاصه در دو مجلس كه جناب آصف الدوله العليّة اللهيار خان قاجار و امير نامدار غلامحسين خان سپهدار چيده بودند ، سفير مزبور و همراهانش از تعدّد نغمات و وفور نعمات و انواع طرب و ساز و سحرپردازى مشعبدان رسن‌باز ، ساعت به ساعت بر مراتب حيرت مىافزودند . تبيين اين مقال آن‌كه ، موازى شش نفر از مشعبدان رسن‌باز [ 423 ] هنود ، مدتى بود كه از ولايت سند به دار الامان كرمان آمده ، در اوقاتى كه حضرت شجاع السلطنه حسن على ميرزا در دار العلم شيراز شرفياب ركاب ظفرانباز شد ، مشعبدان

--> ( 1 ) . مجلس : « كرمانشاهانى »